عنوان: نقش مدیریت در تبلیغات سالم
نويسنده: محمد جوادیان
نقش مدیریت در تبلیغات سالم
در کشور ما درباره مدیران بیشتر از مقامشان تعریف شده است تا مسوولیتشان. مسوولیتهای مادر قبال جامعه شامل مسوولیتهای اجتماعی و مسوولیتهای قانونی است. اولین مساله مدیریت این است که باید باور کند صرفا تولید، محور اساسی نیست و به تمام جوانب مدیریت به یک میزان توجه شود. در تشکیلات سازمانی ما ممکن است در جایی چند معاون داشته باشیم که هم وزنی بین آنها وجود نداشته باشد. درصنعت، مدیر صنعت ما مدیر است ولی با مدیر فروش هم وزن نیست. چون فن را تنها به عنوان یک تکنیک قبول کردهایم و بخش تاکتیک آن که مربوط به علوماجتماعی است را نادیده گرفتهایم.
مساله تبلیغات و استانداردها به طور کلی تا راس هرم مدیریت پیش میرود و تا مدیریت این را باور نداشته باشد، زیرمجموعه ناموفق خواهد بود. وقتی مدیریت بتواند این شعار را جامه عمل بپوشاند که«تولیدی داشته باشیم تا بتوانیم درباره آن تبلیغ کنیم» آن وقت موفق خواهد بود، زیرا آن وقت تکتک کارگران، سربازان بخش تبلیغات و کنترل کیفی خواهند بود. در واقع باید گفت که کل سیستم یا هرم، تبلیغی و کیفیتی خواهد شد.
مدیر باید این باور را داشته باشد که امروز بدون آگاه کردن جامعه به خاطر وجود رقبا، کالاهای مشابه و کالاهای جایگزین تبلیغات امکانپذیر نیست و در این صورت زیرمجموعه هم این باور را خواهند داشت. اگر کالاهایی تولید شود و مدیریت نتواند آن را تبلیغ کند تمامی هزینهها تباه شده است.
شما نمیتوانید روانشناسی را به عنوان یک علم جدای از انسان بررسی کنید و مصرفکننده تولید و خدمات انسانهایی هستند که دارای شعورند.
ما از دنیای پیشرفته صنعتی عقب نیستیم، بلکه فاصله داریم. این فاصله را با استخدام افرادی که در امور مورد نظر تبحر دارند، میتوان کم نمود. چون تبلیغ جدای از تولید نیست.
امروز دنیا دیگر کالا را به ما نمیفروشد. بلکه تسهیلاتی که از استفاده آن کالا نصیب ما میشود را میفروشد.
جوادیان در ادامه قانونمند کردن فعالیتهای تبلیغاتی، اهمیت دادن به این رشته در دانشگاهها، قبولاندن اهمیت تبلیغات به عنوان بخشی از حرکتها و فعالیتهای اجتماعی در جامعه، طراحی سیستمهای تبلیغاتی را از جمله پیشنهادات موثر بر ارتقای سطح کیفی تبلیغات بیان میکند.
وی به اهمیت تبلیغات در ایجاد بازار جدید اشاره میکند و معتقد است، پس از انجام فعالیتهای بازاریابی و مطمئن شدن از این موضوع که کالاها در بازار جدید قابل جذب است، میبایستی اقدامات تبلیغاتی بهمنظور معرفی کالا انجام شود. این تبلیغات باید با نوع کالا، میزان فروش و فرهنگ مصرفکننده متناسب باشد. از آنجایی که تبلیغات دارای اثرات درازمدت میباشد، لذا انجام تبلیغات برای معرفی کالا بایستی از یک استمرار معقول برخوردار باشد چراکه تبلیغات مقطعی نمیتواند متضمن منافع درازمدت فروشنده باشد. از سوی دیگر، تبلیغات میبایست با حجم تولید و فروش متناسب باشد. انجام تبلیغات تقاضا در بازار افزایش میدهد و در صورتی که نتوانیم به میزان کافی کالا به بازار عرضه کنیم، تبلیغات انجام شده بیثمر و در برخی مواقع حتی اثرات سویی را در پی خواهد داشت.
جوادیان معتقد است، بازاری که فروشنده طی فعالیتهای بازاریابی و تبلیغات انجام شده در گذشته به دست آورده است نباید به حال خود رها شود، چراکه این امر باعث میشود سهم فروش کالا در بازار به تدریج کاهش یافته و یا فروش آن به حال توقف درآید. بنابراین فروشنده ضمن ایجاد ارتباط با بازار باید از روند فروش کالای خود مطلع بوده و در مقاطع لازم از طریق انجام تبلیغات مناسب از گرایش مصرفکنندگان کالا به مارکهای دیگر جلوگیری کند. حتی فروشنده میتواند از طریق تبلیغات مناسب سهم بازار موجود خود را افزایش دهد.
یکی دیگر از کارهایی که میتوان با انجام تبلیغات درست و به موقع انجام داد، ایجاد تقاضا برای کالای جدید است که البته تبلیغات در این موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار است زیرا از سو میبایست مصرفکنندگان را با طرز کار و نوع مصرف کالا آشنا کرد و از سوی دیگر انگیزه لازم برای خرید کالا را در آنان به وجود آورد که در این زمینه باید انتخاب شبکه توزیع مناسب برای عرضه کالا در مورد کالاهای مصرفی، تهیه طرح تبلیغاتی فراگیر با توجه به گروه سنی و قشر مصرفکننده کالا، انتخاب وسایل و راهبردهای تبلیغاتی مناسب، توجه کرد.
این کارشناس سازمان بازرگانی استان کهگیلویه و بویراحمد در پایان به انواع وسایل تبلیغاتی موثری برای انجام تبلیغات اشاره میکند و بروشور و کاتالوگ، نصب پوستر، مطبوعات که در آن باید به تعیین نشریه مناسب، انتخاب صفحه مناسب برای تبلیغ کالا، تهیه متن مناسب تبلیغاتی و همچنین تعیین روزهای انتشار آگهی و دفعات آن توجه شود.
همچنین رادیو و تلویزیون و سینما نیز از موثرترین وسایل تبلیغاتی هستند با این تفاوت که هزینههای بسیار گزافی را در پی دارند.
منبع: جهان اقتصاد